أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

71

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره الجمعة ( 62 ) : آيه 9 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 9 ) اى مؤمنان و گرويدگان چون ندا كنند براى نماز روز آدينه و بانگ نماز بشنويد كارهاى خود فرو گذاريد و دست از بيع و شرا بداريد و بشتابيد بذكر خداى تعالى كه نماز است و بيائيد كه شما را قيام كردن به آن و گزاردن « 1 » آن بهتر است از هر چه شما در آنيد اگر شما تأمّل كنيد تا بدانيد . مراد به اين ندا بانگ نماز است كه امام به آن بر منبر شود بيانش خبر سائب بن يزيد است كه گفت : رسول ( ص ) را يك مؤذّن بود و آن بلال بود در مسجد بانگ نماز بكردى چون رسول ( ص ) بر منبر شدى و چون فرود آمدى از منبر قامت بگفتى ؛ در عهد ابو بكر و عمر همچنين بود در عهد عثمان مردم بسيار شدند و خانه‌ها از مسجد دور شد بفرمود تا روز آدينه بانگ نماز ديگر بيفزودند بانگ نماز اوّل بر بام سراى عثمان كه ببازار بود « 2 » گفتندى و چون او بر منبر نشستى بانگ نمازى ديگر بگفتندى و چون به زير آمدى قامت بگفتندى . روز آدينه را براى آن « جمعه » خواندند كه خداى تعالى در اين روز جمع كرد ميان آدم و حوّا . اوّلين كسى كه اين روز را « جمعه » خواند كعب بن لؤىّ « 3 » بود و اوّلين كسى كه « امّا بعد » گفت وى بود « 4 » و گفته‌اند كه : انصار جمع شدند و گفتند :

--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « گذاردن » ( بذال معجمه ) . ( 2 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « بانگ نماز اوّل بر بام سرائى كه عثمان را بود ببازار كه آن را زوراء گفتندى » و اين « گفتندى » دو مرتبه قرائت مىشود و يك مرتبه كتابت مانند نظائر آن كه مكرّر به آن اشاره كرديم . ( 3 ) - در قاموس گفته : « ولاى [ به سكون الهمزة على المشهور ] اسم [ رجل ] تصغيره لؤىّ و منه لؤىّ بن غالب بن فهر [ الجدّ التاسع للنّبىّ ( ص ) يهمز و لا يهمز و الهمزاشبه ] » . ( 4 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و گفتند : اوّل كسى كه [ امّا بعد گفت : كعب بن لؤىّ بود و اوّل كسى كه روز آدينه را جمعه خواند كعب بن لؤىّ بود » .